السيد موسى الشبيري الزنجاني
864
كتاب النكاح ( فارسى )
نهاده ، ذكر كرده و با علامت مخصوص كنار آن ، اشاره به عكس آن نموده است ، اين معنا مورد نظر ما نيست ، ولى معناى ديگرى هم براى مقنّع نموده : ( المغطى رأسه ) كه به بحث جارى مربوط مىشود و قناع زنها به آن مرتبط است ، اين معنا به پوشش رو ارتباطى ندارد . 5 ) حمل روايت ابن بزيع بر تقيّه وجه ديگرى كه تعارض را حل مىكند ، مربوط به جهت صدور روايت ابن بزيع است ، بزرگان فرمودهاند كه از روايت ابن بزيع رائحهء تقيّه استشمام مىشود ، حال در اينكه از كجاى روايت اين امر معلوم مىگردد ، چند مطلب در اينجا مىتوان بيان كرد كه برخى مربوط به خود روايت و برخى قرائن خارجى است و از همه تقيّه بودن روايت استفاده مىگردد . اولًا : از عبارت « كانوا يدخلون » در روايت استمرار دخول خصيان بر بنات أبى الحسن عليه السلام استفاده مىشود ، شكى نيست كه عدم پوشش در مقابل خصيان اگر حرام نباشد ، مكروه مىباشد ، حال چطور شده است كه بنات أبى الحسن ملتزم به اين امر مكروه بودهاند ، معلوم است كه شرايط تقيّه در كار بوده است . ثانياً : امام عليه السلام در پاسخ سؤال ، صريحاً جواب ندادهاند بلكه يك قضيه دربارهء بنات أبى الحسن عليه السلام نقل كردند كه گفتيم خودش « قضية فى واقعه » و بالصراحة جواب سؤال نيست ، زيرا خصوصيات موجوده در آن قضيه براى ما معلوم نيست ، همين كه حضرت جواب صريح نداده ، نشان مىدهد كه حضرت نمىخواسته مطلب را باز كند و اين خود امارهء تقيّه است . ثالثاً : در روايات ديگر مسأله هم گاه حضرت از پاسخ به اين سؤال خوددارى كردهاند ، مثلًا در روايت اثبات الوصيه كه نقل كرديم ، حضرت پرسشهاى ديگر را پاسخ مىدهند ولى به سؤال از خصيان كه مىرسند ، سكوت مىورزند . رابعاً : ابن بزيع خود از وزراء خلفاء عباسى بوده و طبيعتاً مسألهء تقيّه پيش مىآيد .